تبليغاتX
به نورالثقلین خوش آمدید

قالَ أَميرُالمُؤْمِنينَ عَلِىُّ بْنُ أَبيطالب(عليه السلام) :

- خير پنهانى و كتمان گرفتارى


مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزايا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.


از گنجهاى بهشت; نيكى كردن و پنهان نمودن كار[نيك] و صبر بر مصيبتها و نهان كردن گرفتاريها (يعنى عدم شكايت از آنها) است.


2- ويژگى هاى زاهد


أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْيا مَنْ لَمْ يَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ يَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.


زاهد در دنيا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.


3- تعادل در جذب و طرد افراد


«أَحْبِبْ حَبيبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَعْصِيَكَ يَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغيضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ يَكُونَ حَبيبَكَ يَوْمًا ما.»


با دوستت آرام بيا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بيا، بسا كه روزى دوستت شود.


4- بهاى هر كس


قيمَةُ كُلِّ امْرِء ما يُحْسِنُ.


ارزش هر كسى آن چيزى است كه نيكو انجام دهد.


5- فقيه كامل


«اَلا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقيهِ حَقَّ الْفَقيهِ؟ مَنْ لَمْ يُرَخِّصِ النّاسَ فى مَعاصِى اللّهِ وَ لَمْ يُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللّهِ وَ لَمْ يَدَعِ القُرآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلى ما سِواهُ، وَ لا خَيْرَ فى عِبادَة لَيْسَ فيها تَفَقُّهٌ. وَ لاخَيْرَ فى عِلْم لَيْسَ فيهِ تَفَكُّرٌ. وَ لا خَيْرَ فى قِراءَة لَيْسَ فيها تَدَبُّرٌ.»


آيا شما را از فقيه كامل، خبر ندهم؟ آن كه به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نوميد نسازد، و از مكر خدايشان آسوده نكند، و از قرآن رو به چيز ديگر نكنـد، و خيـرى در عبـادت بدون تفقّه نيست، و خيـرى در علم بدون تفكّر نيست، و خيرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نيست.


6- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس


«إِنَّما أَخْشى عَلَيْكُمْ إِثْنَيْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوى، أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَيُنْسِى الاْخِرَةَ وَ أَمّا إِتِّباعُ الْهَوى فَإِنَّهُ يَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.»


همانا بر شما از دو چيز مىترسم: درازى آرزو و پيروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پيروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.


7-مرز دوستى


«لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَديقِكَ صَديقًا فَتَعْدى صَديقَكَ.»


با دشمنِ دوستت دوست مشو كه [با اين كار] با دوستت دشمنى میكنى.


8-اقسام صبر


«أَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: أَلصَّبْرُ عَلَى الْمُصيبَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَىالطّاعَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَعْصِيَةِ.»


صبر بر سه گونه است: صبر بر مصيبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترك] معصيت.


9- تنگدستى مقدَّر


مَنْ ضُيِّقَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ، فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ حُسْنُ نَظَر مِنَ اللّهِ لَهُ فَقَدْ ضَيَّعَ مَأْمُولاً.

وَ مَنْ وُسِّعَ عَلَيْهِ فى ذاتِ يَدِهِ فَلَمْ يَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجٌ مِنَ اللّهِ فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفًا.


هر كه تنگدست شد و نپنداشت كه اين از لطف خدا به اوست، يك آرزو را ضايع كرده و هر كه وسعت در مال يافت و نپنداشت كه اين يك غافلگيرى از سوى خداست، در جاى ترسناكى آسوده مانده است.

منبع : الشیعه

+ نوشته شده توسط هاشم در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 8:59 |

شهر رمضان الذی انزل فیه القران

بسم الله الرحمن الرحیم

یا علی یا عظیم یا غفور و یا رحیم انت الرب العظیم الذی لیس کمثله شی و هو السمیع البصیر و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور و هو الشهر الذی فرضت صیامه علی و هو شهر رمضان الذی انزلت فیه القران هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان و جعلت فیه لیله القدر و جعلتها خیر من الف شهر فیا ذالمن و لا یمن علیک من علی بفکاک رقبتی من النار فیمن تمن علیه و ادخلنی الجنه برحمتک یا ارحم الراحمین.

اللهم صلی علی محمد و ال محمد

+ نوشته شده توسط هاشم در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 و ساعت 15:19 |

*    تورات و بشارت منجی

      دركتاب تورات كه ازكتب آسمانى به شمار مى ر ود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آن ها است، بشارات زيادى از آمدن مهدى موعود و ظهور مصلحى جهانى در آخرالزمان آمده است.
در زبور حضرت داود(ع) كه تحت عنوان مزامير در لابلاى كتب عهد عتيق آمده، نويدهايى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) به بيان هاى گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامير 150 گانه، اشاره اى به ظهور مبارك آن حضرت ونويدى از پيروزى صالحان بر شریران وتشكيل حكومت واحد جهانى وتبديل اديان ومذاهب مختلف به يك دين محكم و آيين جاويد، موجود است.  و جالب این كه مطالبى كه قرآن كريم درباره ظهور حضرت مهدى (ع) اززبور نقل كرده است، عيناً در زبور فعلى موجود و از دستبرد تحريف وتفسير مصون مانده است. قرآن كريم چنين مى فرمايد:ولقد کتبنا فی الزبور من بعده الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون.  ما علاوه بر ذكر (تورات) در زبور نوشتيم كه درآينده بندگان صالح من وارث زمين خواهند شد. مقصود از ذكر در آيه شريفه، تورات موسى (ع) است كه زبور داود(ع) پيرو شريعت تورات بوده است . در زبور آمده است:... زيراكه شريران منقطع مى شوند. اما متوکلان به خداوند وارث زمين خواهند شد. پاسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقى بماند، در او مردمان بركت خواهند يافت وتمامى قبايل او را خجسته خواهندگفت، بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد وتمامى زمين از جلالش پر شود، دعاى داوود پسر يسئ تمام شد.

+ نوشته شده توسط هاشم در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 19:24 |

ÉOó¡Î0 «!$# Ç`»uH÷q§9$# ÉOŠÏm§9$# ÇÊÈ

 

1. In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful.

 

 

 

 

 

߉ƒÌçRur br& £`ßJ¯R ’n?t㠚úïÏ%©!$# (#qàÿÏèôÒçGó™$# †Îû ÇÚö‘F{$# öNßgn=yèøgwUur Zp£Jͬr&

 

ãNßgn=yèôftRur šúüÏO͑ºuqø9$# ÇÎÈ

 

 

5. And we wished to be gracious to those who were being depressed In the land, to make them leaders (in Faith) and make them heirs,

 

+ نوشته شده توسط هاشم در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 8:55 |

راویان احادیث مهدی (ع) از اهل سنت

حافظان روايات و صاحبان كتب صحيح و سنن اهل تسنن، احاديث حضرت مهدى (ع) را دركتاب هاى خود ذكركرده اند كه برخى ازآن ها را مى آوريم : ابو داود دركتاب سنن، ترمذى در كتاب جامع، ابن ماجه دركتاب سنن، نسائى دركتاب الكلبرى، احمد بن حنبل دركتاب مسند ابن حيان دركتاب صحيح، حاكم نيشابورى دركتاب المستدرك على الصحيحين، ابوبكر بن ابى شيبه دركتاب المصنف، نعيم بن حماد دركتاب الفتن، ابو نعيم اصفهانى دركتاب المهدى ونيز در كتاب الحلية، طبرانى دركتاب هاى الكبير الاوسط والصغير دارقطنى دركتاب الافرا د، البارودى دركتاب معرفة الصحابة، ابو يعلى الموصلى دركتاب المسند، البزاز دركتاب المسند، حارث بن ابى اسامه دركتاب المسند، خطيب دركتاب هاى تلخيص المتشابه والمتفق والمفترق، ابن عساكر دركتاب تاريخ خود، ابن منده دركتاب تاريخ اصبهان، ابوالحسن الحربى دركتاب الاول من الحربيات، تمام الزارى دركتاب فوائد، ابن جرير دركتاب تهذيب الاَثار ابوبكر المقرى دركتاب معجم، ابو عمر والدانى درکتاب سنن ابو اعثم الكوفى دركتاب فتن، الديلمى دركتاب مسند الفردوس، ابوبكر الاشكاف دركتاب فوائد الاخبار ابوالحسن بن المناوى دركتاب الملاحم، البيهقى دركتاب دلائل النبوة، ابو عمرو المقرى دركتاب سنن، ابن الجوزى دركتاب تاريخ خود، يحيى الحمانى دركتاب مسند، رويانى دركتاب مسند وابن سعد دركتاب الطبقات.

بسيارى از علماى اهل سنت، احاديث حضرت مهدى (ع) را متواتر دانسته اند يا تواترآن ها را از ديگران نقل كرده و بدان اعتراض ننمود ه اند.

 

+ نوشته شده توسط هاشم در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 18:59 |

فضائل امیر مومنان علیه السلام در صحیحین 

دوستی با علی نشانه ایمان و دشمنی با وی علامت نفاق است

     عدی بن ثابت از زر نقل می کند که میر المومنان(ع) فرمود سوگند به خدایی که دانه را شکافت و انسانها را بیافرید این٬ پیمانیست از پیامبر اکرم (ص) بر من که مرا دوست نمی دارد جز مومن و با من عداوت و دشمنی نمی ورزد جز منافق.

متن عربی روایت:

   عن عدی بن ثابت عن زر قال علی (َع) و الذی فلق الحبه و برء النسمه انه لعهد النبی الامی الی ان لا یحبنی الا مومن و لا یبغضنی الا منافق.

این حدیث را مسلم در صحیح خود آورده است .

منابع :

صحیح مسلم ج ۱ کتاب الایمان باب ان حب الانصار و علی من الایمان.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هاشم در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 11:18 |

صحیحین از نظر ذهلی

     ابن خلکان می گوید: محمد بن یحیی معروف به ذهلی از بزرگان و اکابر علماء و اعاظم اهل حدیث و از معروفترین حفاظ است. و از شیوخ و اساتید بخاری و مسلم و ابوداوود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه است .

ذهلی کسی است که احمد بن حنبل به فرزندان٬ و شاگردان خود دستور داد٬ که: از وی اخذ حدیث کنند٬ و علم یاد بگیرند.

خطیب بغدادی می گوید:  ذهلی و اکثر قریب به اتفاق متکلمین به قدمت لفظ قرآن قائل بودند٬ و مخالفین خود را در این بحث کلامی کافر و مرتد می دانستند.

  و می گفتند: همسر شخصی که دارای چنین عقیده باشد ٬ با ید از وی جدا شود٬ و برخود آن شخص پیشنهاد توبه بکنند٬ اگز توبه نکند باید گردن او را بزنند. و ثروت او را در میان مسلمانان تقسیم کنند.و نباید جنازه اش در قبرستان مسلمانان دفن شود و اگر کسی در این مسئله توقف کند٬ ویکی از دو طرف قدمت یا مخلوق بودن لفظ قران را اختیار نکند ٬ آنهم مانند کفر و ارتداد است.

    و اگر کسی خیال مخلوق بودن لفظ قران را در مغزش بپروراند٬ او هم فاسد العقیده است و نباید با چنین کسی هم مجلس شد.

خطیب بغدادی میگوید :

اتفاقا بخاری برخلاف متکلمین آن روز٬ قائل به مخلوق بودن لفظ قران بود٬ لذا پس از ورود به نیشابور ، ذهلی که آنروز مقام مرجعیت عامه و ریاست علمای نیشابور را داشت ٬ دستور داد که : کسی حق ندارد در مجلس بخاری شرکت کند ٬ و اگر کسی به مجلس بخاری آمد و رفت کند٬ او را متهم کنید٬ زیرا کسی با او افت و خیز نمی کند٬ مگر با وی هم عقیده باشد.

آن روز بخاری از نظر ذهلی استاد خویش٬ و اکثریت علمای نیشابور ٬ آنچنان مطرود٬و منحرف و فاسد العقیده ٬ شناخته شد ٬ و آنچنان نفرت و بدبینی اهالی نیشابور را نسبت به خود بر انگیخت٬ که نتوانست در نیشابور زندگی کند.  و از آن شهر حرکت نمود و بعضیها می گویند ٬ او را از نیشابور تبعید نمودند. و تمام شاگردان وی بجز مسلم و احمد بن مسلمه ٬ از دورش متفرق شده ٬ و فرار نمودند٬ که تا شعله منفور بودن بخاری بردامن شخصیت آنان سرایت نکند و آنان نیز ٬ به بدبینی و نفرت عامه مبتلا نگردند.

این جریان را ترجمه نویسان از مصائب و الام دوران حیات بخاری معرفی نموده اند.

  و از این حادثه تاریخی میتوان بدست آورد که آنروز تالیف بخاری و همچنین تالیف یگانه شاگرد وی مسلم بن حجاج نیشابوری در نظر دانشمندانی مانند ذهلی تا چه حد مورد تنفر بوده و این دو کتاب که امروز به نام صحیح معروف شده و مهمترین مدرک مذهبی جهان تسنن گردیده اند در آن زمان بامتهم بودن مولفانشان به کفر و زندقه تا چه حد انزجار و بدبینی مسلمانان را نسبت به خود جلب کرده بودند.

خطیب بغدادی  در جای دیگر می گوید: محمد بن یحیی گفت : از بغداد برای ما نوشته اند که : بخاری در مخلوق نبودن لفظ قرآن تردید دارد٬ و ما او را از عقیده باطلش نهی نمودیم٬ ولی موثر واقع نگردید٬ از این پس اگر کسی در مجلس او شرکت کند ٬ حق شرکت در مجلس ما را ندارد.

مسلم نیز مطرود است

     ذهلی نه تنها بخاری را از نظر عقیده فاسد می دانست٬ و از وی نفرت داشت ٬ بلکه شاگرد او مسلم بن حجاج را نیز مانند وی فاسد العقیده می دانسته است٬ لذا او را از مجلس خود بیرون راند٬ و همنشینی با او را جایز ندانست. ابن خلکان می گوید: مسلم در اثر همان عقیده در حجاز و عراق منفور و مردود بود.

از این دو جریان معلوم می شود که : بخاری و مسلم نه تنها از طرف اهالی نیشابور٬ بلکه در اثر عقیده بالخصوصی که داشتند٬ از طرف علمای بغداد نیز مورد انتقاد قرار گرفته اند و تنفر و انزجار عامه باعث گردیده که از شهر نیشابور ٬ و از میان اجتماع بیرون بروند.

منابع:

۱- وفیات الاعیان ج۴ ص۲۸۲

۲- صاحب الجمع بین رجال الصحیحین میگوید: بخاری در صحیح خود در باب صوم و طب و  جنایز و عتق و موارد زیادی که به سی مورد میرسد از ذهلی حدیث نقل نموده ولی هیچوقت لقب او را که به آن مشهور و معروف بوده ذکر ننموده است که گاهی محمد و گاهی محمدبن عبدالله تعبیر کرده و علت این عداوت داستان تکفیر ذهلی بود که درباره بخاری انجام داد .

۳- تاریخ بغداد ۴/۴۱۶    -  تاریخ بغداد ج۲ص۳۱-۳۲ و ج ۳ص۴۱۵ و ارشاد السری ج۱ص۳۸ و مقدمه فتح الباری و استقصاء الافحام ج۱ ص ۹۷۸

۴- دایره المعارف فرید وجدی ج۵ ص۲۹۲ و تذکره الحافظ ج ۲ ص ۵۸۹

۵- وفیات الاعیان ج ۲ ص۲۸۱

همه مطالب منحصر وبلاگ نور الثقلین هستند

 

+ نوشته شده توسط هاشم در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 17:23 |