تبليغاتX
به نورالثقلین خوش آمدید

فضائل فاطمه زهرا (ع) در صحیحین

فاطمه بانوی بانوان

  عایشه می گوید: فاطمه به خدمت پیامبر آمد دیدم راه رفتن او مانند راه رفتن رسول خدا بود رسول خدا خوش آمد گفت ( مرحبا یا ابنتی ) و او را در سمت راست یا در سمت چپش نشانید سپس مخفیانه ای به او گفت فاطمه گریه کرد به او گفتم علت گریه ات چیست؟

   سپس رسول خدا یک مطلب سری و راز مخفی نیز با وی در میان گذاشت که فاطمه خوشحال و خندان شد عایشه می گوید : من گفتم تا امروز این چنین خوشحالی و فرح بلافاصله بعد از حزن و اندوه ندیده بودم.

   آنگاه از وی از گفتگوی پیامبر پرسش کردم فاطمه در جواب من گفت من راز پدرم را فاش نمی کنم  آنگاه که رسول خدا از دنیا رفت دو مرتبه از فاطمه درباره آن گفتگوی پیامبر سوال نمودم در جوابم گفت: عایشه! پدرم در اولین گفتگویش به من گفت جبرئیل هر سال قرآن را بر من یکبار عرضه می کرد ولی امسال دوبار عرضه کرده است و علت این کار را نمی دانم جز اینکه اجل من فرا رسیده است و اول کسی که از خاندان من بر من ملحق خواهد گردید تو خواهی بود گریه نمودم.

   سپس پدرم فرمود آیا راضی نمی شوی که سیده زنان بهشت یا سیده زنان مومنان باشی اینجا بود که من خوشحال و متبسم شدم. 

+ نوشته شده توسط هاشم در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 12:24 |

شرکت نمودن رسول خدا در نماز با حال جنابت

   خواننده عزیز ! با دقت و بررسی در حدیث سهو پیامبر که از ابوهریره نقل گردیده است و با روشن شدن ساختگی و دروغ بودن آن٬ می توانید به دروغ بودن حدیث دیگری نیز که در صحیحین از ابوهریره نقل گردیده است پی ببرید.

   آری این حدیث را نیز ابوهریره نقل می کند که : اقامه نماز گفته شد و صفهای جماعت منظم گردید ٬ رسول خدا (ص) برای انجام دادن نماز در مسجد حاضر شد هنگامی که در محراب قرار گرفت و می خواست نماز شروع کند به یادش آمد که او جنب است آنگاه به ما فرمود : شما در جای خود باشید و صفها را بهم نزنید! و به خانه برگشت و غسل نمود در حالی که قطرات آب عسل از سر و صورتش می ریخت به مسجد آمد و به نماز ایستاد آنگاه ما نماز را با او بجای آوردیم.

متن عربی روایت:

   عن ابی سلمه٬ عن ابی هریره قال : اقیمت الصلوة و عدلت الصفوف قیاماْ فخرج الینا رسول الله (ص) فلما قام فی مصلاه ذکر انه جنب٬ فقال لنا مکانکم ٬ ثم رجع فاغتسل٬ ثم خرج الینا و راسه یقطر فکبر فصلینا معه. 

   در ذیل این دو حدیثی که ابوهریره درباره رسول خدا نقل نموده است٬ مناسب است مطلبی را که راجع به خودش آورده و به حدیث سازیش اعتراف کرده است بیاوریم.

   بخاری در صحیح خود نقل می کند که ابوهریره حدیثی درباره نفقه از رسول خدا (ص) نقل می نمود٬ ( بخاری متن همان حدیث را آورده است ) چون آن حدیث برای شنوندگان قابل قبول نبود گفتند:

   اباهریره ! راستی این حدیث را از رسول خدا شنیده ای ؟! ابوهریره مجبور شد حقیقتی را که تکیه گاه او بود ابراز کند٬ و به دروغ خود اعتراف نماید. لذا چنین گفت: نه٬ این حدیث از کیسه ابوهریره  است!! « لا هذا من کیس ابی هریره » .

   طبق این اعتراف ٬ ابوهریره مطالبی را از کیسه خود در می آورد و به نام گفتار و رفتار پیامبر به مردم نقل می نمود.

   ولی جای تعجب اینست که علمای اهل سنت آنچنان تحت تاثیر این حدیثهای جعلی و ساختگی قرار گرفته اند که تمام عقائد و احکام خویش را از این نوع حدیثهای جعلی و ساختگی و بی اساس به دست می آورند. و همه این احادیث را صحیح و غیر قابل شک تلقی می کنند.

  روی همین اصل است که بدرالدین عینی در ذیل حدیث مورد بحث ( حاضر شدن پیامبر با حال جنابت) می گوید:

 از این حدیث استفاده میشود که نسیان و فراموشی در عبادات نیز برای پیامبران جایز است.

منابع :

صحیح بخاری ح ۱ کتاب الغسل باب اذاذکر فی المسجد انه جنب.

صحیح بخاری ح ۱ کتاب بدء لاذان باب انه هل یخرج من المسجد لعله.

صحیح بخاری ح ۱ کتب بدء الاذان باب اذا قال الامام مکانکم حتی رجع.

صحیح مسلم ج ۲ کتاب الصلوة باب متی یقوم الناس للصلوة.

سنن ابی داود ج۱ باب فی الجنب یصلی بالقوم و هوناس.

صحیح بخاری ح ۷ کتاب النفقات باب ۱ .

عمدة القاری ح ۵ ص ۱۵۶ .

همه مطالب منحصراْ متعلق به وبلاگ نور الثقلین هستند

+ نوشته شده توسط هاشم در شنبه هفتم مهر 1386 و ساعت 10:41 |
ابوهریره

    در صحیحین حدیثهای زیادی به وسیله ابوهریره نقل گردیده است٬ و به طوری که آمارگیری شده احادیث ابوهریره به پنچهزار و سیصد و هفتاد و چهار (۵۳۷۴) حدیث رسیده٬ که بخاری در صحیح خود چهارصد و چهل و شش حدیث از وی نقل نموده است.

   وی از افرادی است که در کثرت حدیث معروف٬ بلکه مقام اول را حائز گردیده است٬ و کثرت حدیث او را با این مقایسه میتوان بدست آورد که تعداد مجموع احادیثی که از خلفای چهارگانه در کتب و مسانید اهل سنت نقل گردیده است٬ یک هزار و چهارصد و یازده حدیث است که نسبت به احادیث منقول از ابی هریره کمتر از بیست و هفت درصد می باشد.

   وی اهل یمن است و پس از فتح خیبر ( سال هفتم هجری ) به مدینه مهاجرت و اسلام آورده است و مصاحبت او با رسول خدا بنا به تصریح خودش بیش از سه سال نبوده است.

   ابوهریره از عمال ٬ و ایادی معاویه٬ و از اعضای هیئت جعل حدیث او بود و از کسانی است که نسبتهای ناروایی به علی (ع) و خاندانش داده و فضیلتهایی درباره معاویه و خلفای سه گانه نموده است.

   ابوهریره کسی است که در زمان خودش نیز متهم به دروغگویی و اکثار حدیث بوده و در فرصتهای مناسب خود را تبرئه مینموده است.

   کیسه ابوهریره : ابوهریره در مواردی که می دید مشتش باز و دروغش آشکار می گردد٬ با اعتراف به دروغ خود٬ طرف را در بنبست قرار می داد و بدین وسیله گلیم خود را از میان سیل اعتراض به کنار میکشید.

   بخاری در صحیح خود حدیثی از ابوهریره نقل می کند که در آخر آن این جمله جالب توجه است: فقالوا ... یا اباهریره سمعت هذا من رسول الله؟ قال : لا ٬ هذا من کیس ابی هریرة.

  منابع :

هدی الساری ج۲

صحیح بخاری ج۲ باب علامات النبوة فی الاسلام و ترجمة ابی هریره در طبقات و الاصابة.

صحیح بخاری کتاب البیوع و کتاب المزارعة و مسند احمد بن حنبل باب مسانید ابی هریره.

بخاری ج۷ کتاب النفقات باب ۱

 

+ نوشته شده توسط هاشم در دوشنبه دوم مهر 1386 و ساعت 9:45 |

فضائل امیر مومنان علیه السلام در صحیحین 

دوستی با علی نشانه ایمان و دشمنی با وی علامت نفاق است

     عدی بن ثابت از زر نقل می کند که میر المومنان(ع) فرمود سوگند به خدایی که دانه را شکافت و انسانها را بیافرید این٬ پیمانیست از پیامبر اکرم (ص) بر من که مرا دوست نمی دارد جز مومن و با من عداوت و دشمنی نمی ورزد جز منافق.

متن عربی روایت:

   عن عدی بن ثابت عن زر قال علی (َع) و الذی فلق الحبه و برء النسمه انه لعهد النبی الامی الی ان لا یحبنی الا مومن و لا یبغضنی الا منافق.

این حدیث را مسلم در صحیح خود آورده است .

منابع :

صحیح مسلم ج ۱ کتاب الایمان باب ان حب الانصار و علی من الایمان.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط هاشم در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 11:18 |

صحیحین از نظر ذهلی

     ابن خلکان می گوید: محمد بن یحیی معروف به ذهلی از بزرگان و اکابر علماء و اعاظم اهل حدیث و از معروفترین حفاظ است. و از شیوخ و اساتید بخاری و مسلم و ابوداوود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه است .

ذهلی کسی است که احمد بن حنبل به فرزندان٬ و شاگردان خود دستور داد٬ که: از وی اخذ حدیث کنند٬ و علم یاد بگیرند.

خطیب بغدادی می گوید:  ذهلی و اکثر قریب به اتفاق متکلمین به قدمت لفظ قرآن قائل بودند٬ و مخالفین خود را در این بحث کلامی کافر و مرتد می دانستند.

  و می گفتند: همسر شخصی که دارای چنین عقیده باشد ٬ با ید از وی جدا شود٬ و برخود آن شخص پیشنهاد توبه بکنند٬ اگز توبه نکند باید گردن او را بزنند. و ثروت او را در میان مسلمانان تقسیم کنند.و نباید جنازه اش در قبرستان مسلمانان دفن شود و اگر کسی در این مسئله توقف کند٬ ویکی از دو طرف قدمت یا مخلوق بودن لفظ قران را اختیار نکند ٬ آنهم مانند کفر و ارتداد است.

    و اگر کسی خیال مخلوق بودن لفظ قران را در مغزش بپروراند٬ او هم فاسد العقیده است و نباید با چنین کسی هم مجلس شد.

خطیب بغدادی میگوید :

اتفاقا بخاری برخلاف متکلمین آن روز٬ قائل به مخلوق بودن لفظ قران بود٬ لذا پس از ورود به نیشابور ، ذهلی که آنروز مقام مرجعیت عامه و ریاست علمای نیشابور را داشت ٬ دستور داد که : کسی حق ندارد در مجلس بخاری شرکت کند ٬ و اگر کسی به مجلس بخاری آمد و رفت کند٬ او را متهم کنید٬ زیرا کسی با او افت و خیز نمی کند٬ مگر با وی هم عقیده باشد.

آن روز بخاری از نظر ذهلی استاد خویش٬ و اکثریت علمای نیشابور ٬ آنچنان مطرود٬و منحرف و فاسد العقیده ٬ شناخته شد ٬ و آنچنان نفرت و بدبینی اهالی نیشابور را نسبت به خود بر انگیخت٬ که نتوانست در نیشابور زندگی کند.  و از آن شهر حرکت نمود و بعضیها می گویند ٬ او را از نیشابور تبعید نمودند. و تمام شاگردان وی بجز مسلم و احمد بن مسلمه ٬ از دورش متفرق شده ٬ و فرار نمودند٬ که تا شعله منفور بودن بخاری بردامن شخصیت آنان سرایت نکند و آنان نیز ٬ به بدبینی و نفرت عامه مبتلا نگردند.

این جریان را ترجمه نویسان از مصائب و الام دوران حیات بخاری معرفی نموده اند.

  و از این حادثه تاریخی میتوان بدست آورد که آنروز تالیف بخاری و همچنین تالیف یگانه شاگرد وی مسلم بن حجاج نیشابوری در نظر دانشمندانی مانند ذهلی تا چه حد مورد تنفر بوده و این دو کتاب که امروز به نام صحیح معروف شده و مهمترین مدرک مذهبی جهان تسنن گردیده اند در آن زمان بامتهم بودن مولفانشان به کفر و زندقه تا چه حد انزجار و بدبینی مسلمانان را نسبت به خود جلب کرده بودند.

خطیب بغدادی  در جای دیگر می گوید: محمد بن یحیی گفت : از بغداد برای ما نوشته اند که : بخاری در مخلوق نبودن لفظ قرآن تردید دارد٬ و ما او را از عقیده باطلش نهی نمودیم٬ ولی موثر واقع نگردید٬ از این پس اگر کسی در مجلس او شرکت کند ٬ حق شرکت در مجلس ما را ندارد.

مسلم نیز مطرود است

     ذهلی نه تنها بخاری را از نظر عقیده فاسد می دانست٬ و از وی نفرت داشت ٬ بلکه شاگرد او مسلم بن حجاج را نیز مانند وی فاسد العقیده می دانسته است٬ لذا او را از مجلس خود بیرون راند٬ و همنشینی با او را جایز ندانست. ابن خلکان می گوید: مسلم در اثر همان عقیده در حجاز و عراق منفور و مردود بود.

از این دو جریان معلوم می شود که : بخاری و مسلم نه تنها از طرف اهالی نیشابور٬ بلکه در اثر عقیده بالخصوصی که داشتند٬ از طرف علمای بغداد نیز مورد انتقاد قرار گرفته اند و تنفر و انزجار عامه باعث گردیده که از شهر نیشابور ٬ و از میان اجتماع بیرون بروند.

منابع:

۱- وفیات الاعیان ج۴ ص۲۸۲

۲- صاحب الجمع بین رجال الصحیحین میگوید: بخاری در صحیح خود در باب صوم و طب و  جنایز و عتق و موارد زیادی که به سی مورد میرسد از ذهلی حدیث نقل نموده ولی هیچوقت لقب او را که به آن مشهور و معروف بوده ذکر ننموده است که گاهی محمد و گاهی محمدبن عبدالله تعبیر کرده و علت این عداوت داستان تکفیر ذهلی بود که درباره بخاری انجام داد .

۳- تاریخ بغداد ۴/۴۱۶    -  تاریخ بغداد ج۲ص۳۱-۳۲ و ج ۳ص۴۱۵ و ارشاد السری ج۱ص۳۸ و مقدمه فتح الباری و استقصاء الافحام ج۱ ص ۹۷۸

۴- دایره المعارف فرید وجدی ج۵ ص۲۹۲ و تذکره الحافظ ج ۲ ص ۵۸۹

۵- وفیات الاعیان ج ۲ ص۲۸۱

همه مطالب منحصر وبلاگ نور الثقلین هستند

 

+ نوشته شده توسط هاشم در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 17:23 |

فتواهای جالب بخاری

از بخاری فتواهای عجیبی نقل نموده اند که قسمتی از آنها را در اینجا می آوریم:

۱- جایز است زنها برای مردها خدمت و از آنان پذیرایی کنند گرچه جوان و نو عروس باشند.

۲- برای زنها لازم نیست خودشان را از غلام بپوشانند گرچه غلام متعلق بدیگری باشد.

۳- در مواقع ضروری مانند جنگ میتوان نماز را ترک نمود و بعدا قضای آن را به جا آورد.

۴- میتوان با روغن میته بدن را روغن مالی نمود.

۵- در مساجد بازی نمودن با وسایل جنگ مانند شمشیر و نیزه و شعر خواندن اشکالی ندارد.

۶- یکی دیگر از فتواهای عجیب بخاری اینست که احکام رضاع بوسیله شیر حیوانات هم ثابت و سبب نشر حرمت میگردد. که اگر دو طفل از شیر گوسفند یا شیر گاوی مدتی ارتزاق کنند سبب اخوت و برادری در میان آنها خواهد گردید .

مرحوم شسخ الشریعه اصفهانی این فتوای بخاری را از کتاب ( کفایه فی شرح الهدایه ) که در فقه حنفی است نقل نیکند . سپس میگوید این فتوا دلیل بر بلادت و عدم درک بخاری است. زیرا نشر حرمت در رضاع فرع بر پدر و مادر بودن است و متصور نیست که حیوانی نسبت به انسانی پدر یا مادر گردد.

منابع : مقدمه صحیح بخاری بقلم ابوکمال عبدالغنی عبدالخالق چاپ مکه .

همه مطالب منحصر وبلاگ نور الثقلین هستند

+ نوشته شده توسط هاشم در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 22:1 |