صحیحین از نظر ذهلی
ابن خلکان می گوید: محمد بن یحیی معروف به ذهلی از بزرگان و اکابر علماء و اعاظم اهل حدیث و از معروفترین حفاظ است. و از شیوخ و اساتید بخاری و مسلم و ابوداوود و ترمذی و نسایی و ابن ماجه است .
ذهلی کسی است که احمد بن حنبل به فرزندان٬ و شاگردان خود دستور داد٬ که: از وی اخذ حدیث کنند٬ و علم یاد بگیرند.
خطیب بغدادی می گوید: ذهلی و اکثر قریب به اتفاق متکلمین به قدمت لفظ قرآن قائل بودند٬ و مخالفین خود را در این بحث کلامی کافر و مرتد می دانستند.
و می گفتند: همسر شخصی که دارای چنین عقیده باشد ٬ با ید از وی جدا شود٬ و برخود آن شخص پیشنهاد توبه بکنند٬ اگز توبه نکند باید گردن او را بزنند. و ثروت او را در میان مسلمانان تقسیم کنند.و نباید جنازه اش در قبرستان مسلمانان دفن شود و اگر کسی در این مسئله توقف کند٬ ویکی از دو طرف قدمت یا مخلوق بودن لفظ قران را اختیار نکند ٬ آنهم مانند کفر و ارتداد است.
و اگر کسی خیال مخلوق بودن لفظ قران را در مغزش بپروراند٬ او هم فاسد العقیده است و نباید با چنین کسی هم مجلس شد.
خطیب بغدادی میگوید :
اتفاقا بخاری برخلاف متکلمین آن روز٬ قائل به مخلوق بودن لفظ قران بود٬ لذا پس از ورود به نیشابور ، ذهلی که آنروز مقام مرجعیت عامه و ریاست علمای نیشابور را داشت ٬ دستور داد که : کسی حق ندارد در مجلس بخاری شرکت کند ٬ و اگر کسی به مجلس بخاری آمد و رفت کند٬ او را متهم کنید٬ زیرا کسی با او افت و خیز نمی کند٬ مگر با وی هم عقیده باشد.
آن روز بخاری از نظر ذهلی استاد خویش٬ و اکثریت علمای نیشابور ٬ آنچنان مطرود٬و منحرف و فاسد العقیده ٬ شناخته شد ٬ و آنچنان نفرت و بدبینی اهالی نیشابور را نسبت به خود بر انگیخت٬ که نتوانست در نیشابور زندگی کند. و از آن شهر حرکت نمود و بعضیها می گویند ٬ او را از نیشابور تبعید نمودند. و تمام شاگردان وی بجز مسلم و احمد بن مسلمه ٬ از دورش متفرق شده ٬ و فرار نمودند٬ که تا شعله منفور بودن بخاری بردامن شخصیت آنان سرایت نکند و آنان نیز ٬ به بدبینی و نفرت عامه مبتلا نگردند.
این جریان را ترجمه نویسان از مصائب و الام دوران حیات بخاری معرفی نموده اند.
و از این حادثه تاریخی میتوان بدست آورد که آنروز تالیف بخاری و همچنین تالیف یگانه شاگرد وی مسلم بن حجاج نیشابوری در نظر دانشمندانی مانند ذهلی تا چه حد مورد تنفر بوده و این دو کتاب که امروز به نام صحیح معروف شده و مهمترین مدرک مذهبی جهان تسنن گردیده اند در آن زمان بامتهم بودن مولفانشان به کفر و زندقه تا چه حد انزجار و بدبینی مسلمانان را نسبت به خود جلب کرده بودند.
خطیب بغدادی در جای دیگر می گوید: محمد بن یحیی گفت : از بغداد برای ما نوشته اند که : بخاری در مخلوق نبودن لفظ قرآن تردید دارد٬ و ما او را از عقیده باطلش نهی نمودیم٬ ولی موثر واقع نگردید٬ از این پس اگر کسی در مجلس او شرکت کند ٬ حق شرکت در مجلس ما را ندارد.
مسلم نیز مطرود است
ذهلی نه تنها بخاری را از نظر عقیده فاسد می دانست٬ و از وی نفرت داشت ٬ بلکه شاگرد او مسلم بن حجاج را نیز مانند وی فاسد العقیده می دانسته است٬ لذا او را از مجلس خود بیرون راند٬ و همنشینی با او را جایز ندانست. ابن خلکان می گوید: مسلم در اثر همان عقیده در حجاز و عراق منفور و مردود بود.
از این دو جریان معلوم می شود که : بخاری و مسلم نه تنها از طرف اهالی نیشابور٬ بلکه در اثر عقیده بالخصوصی که داشتند٬ از طرف علمای بغداد نیز مورد انتقاد قرار گرفته اند و تنفر و انزجار عامه باعث گردیده که از شهر نیشابور ٬ و از میان اجتماع بیرون بروند.
منابع:
۱- وفیات الاعیان ج۴ ص۲۸۲
۲- صاحب الجمع بین رجال الصحیحین میگوید: بخاری در صحیح خود در باب صوم و طب و جنایز و عتق و موارد زیادی که به سی مورد میرسد از ذهلی حدیث نقل نموده ولی هیچوقت لقب او را که به آن مشهور و معروف بوده ذکر ننموده است که گاهی محمد و گاهی محمدبن عبدالله تعبیر کرده و علت این عداوت داستان تکفیر ذهلی بود که درباره بخاری انجام داد .
۳- تاریخ بغداد ۴/۴۱۶ - تاریخ بغداد ج۲ص۳۱-۳۲ و ج ۳ص۴۱۵ و ارشاد السری ج۱ص۳۸ و مقدمه فتح الباری و استقصاء الافحام ج۱ ص ۹۷۸
۴- دایره المعارف فرید وجدی ج۵ ص۲۹۲ و تذکره الحافظ ج ۲ ص ۵۸۹
۵- وفیات الاعیان ج ۲ ص۲۸۱
همه مطالب منحصر وبلاگ نور الثقلین هستند
+ نوشته شده توسط هاشم در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت
17:23 |